به گزارش «سراج24»، حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه یک حمله کور و بیهدف نبود. رژیم صهیونیستی بعد از مدتها برنامهریزی و با استفاده از وضعیت آشفته جهان اسلام دست به حمله گسترده و حجیمی علیه نوار غزه زد. محسن رضایی در همین راستا در گفتگویی اظهار داشت: «حمله به غزه شروع یک ماجرا نیست؛ بلکه مرحله سوم یک ماجرا است. اول به سوریه حمله شد و بعد به عراق و اکنون به غزه». به این ترتیب حمله به غزه قطعهای از یک پازل است و حتی نه آخرین پازل.
چنانکه دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه افزود: «اگر در هفته های آینده در لبنان یا در قسمت دیگری از این منطقه حادثهای اتفاق بیفتد بعد از آن حادثه ممکن است اسرائیل دوباره به غزه حمله کند؛ ما امروز با شرایط و جنگ جدیدی مواجه هستیم و دوستان ما در فلسطین نباید فکر کنند که این شکست اسرائیل مانند قبل است، بلکه اکنون مانند مار زخم خورده ای است که کمین کرده و منتظر است تا طی ماه های آینده فرصت مجددی پیدا کند تا تا کاری انجام دهد؛ هرچند که به شدت زخمی شده و شکست خورده ولی دوستان ما باید در غزه مراقب باشند و احتیاط کنند».
نکتهای که باید به آن دقت ویژه شود، نگاه موشکافانه به دلایل رژیم صهیونیستی برای حمله به نوار غزه است که فهم این موضوع در آمادگی آینده در برابر هرگونه تجاوز احتمالی مجدد اسرائیل کارگشا خواهد. شاید بتوان بخش مهمی از دلایل حمله اسرائیل به غزه را بدین شرح خلاصه کرد.
1- خلع سلاح مقاومت
نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در گفتوگو با شبکه خبری سی ان ان تاکید کرد: نیاز است ما منطقه غزه را خلع سلاح کنیم. وی حتی گفت که کمکهای بشردوستانه به مردم غزه نیز باید مشروط به خلع سلاح حماس از سلاحهای سنگین از جمله موشک و راکت شود.
جنگ هشت روزه، 22 روزه و محاصره نوار غزه همه و همه اقدامات بینتیجهای بوده است که صهیونیستها در طی سالهای اخیر برای تحقق این هدف خویش به کار بستهاند. صهیونیستها در طی تهاجم اخیر بار دیگر بخت خویش را آزموده و امید داشتند بتوانند سلاح مقاومت را نابود سازند.
2-واگذاری غزه به تشکیلات خودگردان
در طی سالهای اخیر که دولت قانونی فلسطین در نوار غزه تشکیل شد، صهیونیستها و غرب آن را به رسمیت نشناخته و همواره تلاش داشتند تا سازشکاران بهجای مقاومت، قدرت را بر دستگیرند. تهاجم اخیر، آخرین حلقه از تلاشهای این رژیم در تقویت جریان سازشکار است.
3-اخراج فلسطینیان از غزه به سینا و از کرانه باختری به اردن
یکی از نمایندگان کنست (پارلمان رژیم اشغالگر قدس) اخیرا در مطلبی اظهار داشته است: «غزه را یهودینشین میکنیم. بیتوجه به غیرنظامیان غزه را هدف قرار دهیم. فلسطینیها به سینا بروند.» و یا آنکه اشپیگل به نقل از یکی دیگر از نمایندگان مینویسد: «نمیتوانیم 300 میلیون عرب را بکشیم ولی 2 میلیون فلسطینی غزه را که میتوانیم».
بنابراین خالی کردن غزه از ساکنان اصلی آن نیز یکی از اهداف مهم اسرائیلیها است.
4-تأثیر بر مذاکرات ایران و 1+5
رضا سراج، کارشناس مسائل استراتژیک طی یادداشتی در این خوص مینویسد:
« برخلاف تصور عدهای که گمان میکنند، مسیر رژیم صهیونیستی کاملاً از مذاکرات هستهای ایران و 5+1 جداست و صهیونیستها با توافق احتمالی مخالفاند، بررسیهای راهبردی نشان میدهد صهیونیستها با دستیابی به توافقی که مسیر پیشرفت ایران هستهای را معکوس ساخته و جمهوری اسلامی ایران را مهار سازد، مخالف نیستند. آنچه برای صهیونیستها بسیار مهم است، مهار جمهوری اسلامی ایران در این فرایند است و آنها امیدوار بودند با شکست مقاومت و تضعیف عمق راهبردی جمهوری اسلامی، عملاً برگهای برنده نظام اسلامی را در مقابل 5+1 تضعیف نمایند. در چنین شرایطی تحمیل توافقی که حقوق ملت ایران در آن رعایت نگردد، ممکن میگردید».
مسائل اشاره شده تنها بخشی از دلایل رژیم صهیونیستی برای حمله به نوار غزه بود. مسائلی که تفصیل و تبیین بیشتر از آن مجال دیگری میطلبد. اما نکته مهم در این بین شکست آشکار و مفتضحانه رژیم صهیونیستی در رسیدن به اهداف خود است. بطوریکه به گزارش "جروزالم پست"، نتانیاهو در سخنانی اظهار داشته که "تضمین کاملی برای موفقیت در حمله به غزه نیست، اما برای رسیدن به اهداف تلاش میکنیم" و این به صراحت یعنی اینکه ارتش تا بن دندان مسلح رژیم صهیونیستی در برابر نیروهای مردمی مقاومت به زانو در آمده است.



